|
در این سرگشتگی جا ماندم خدا نکند که تو را گم کنم
|

عزیزم،یادت هست؟! برایت نوشتم دوست می دارمت!
عزیزم، یادت هست به تو گفتم دستانم خالیست؟!
یادت هست گفتم کاش کمکی از آسمان برسد؟!
گفتم دلم برایت می تپد؟!
یادت هست؟یادت هست؟
دیدی حالا که بند بند وجودمان در هم آمیخته،خدا چگونه کمکمان کرد و فراموشمان نکرد؟
دیدی چگونه از آسمان کمکی رسید و دستان مرا کمی پر کرد؟
حالا چقدر به هم نزدیکتریم .آه خداوندا شکر...
گاهی دلم برای گرمی نفست تنگ می شود،گاهی دلم برای صورت زیبایت!
گاهی برای خندیدن آرامت و گاهی برای خنداندنت!
عزیزم،دلم از دل تنگیهایت می سوزد و وجودم از بی قراری هایت می میرد.
به جان عشق و فاصله ای که بین ماست،دل من هم برایت تنگ می شود.
و من غرق در این دلتنگی،نفس گرم تو را در خواب و بیداری،صورت زیبایت را در عکس هایت،خندیدن آرامت در در صدایت احساس می کنم و چه فرقی می کند؟ آن خنده ای که تو هدیه ام می کنی،من تنها می بویم و دوباره تقدیمت می کنم.
چون... تنها خندیدن توست که مرا زنده نگه داشته است.
تو را به اندازه ی شنهای ساحل و به اندازه ی قطره های دریای طوفانی دوستت دارم.
|
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم |
پرده داری می کنم پیش چشات
خاطرات تلختو بر می دارم
جای اون خنده و شادی میذارم
من می خوام لب تو رو بخندونم
میدونم تو عشقمی خوب میدونم
صدای خنده ی تو عمر منه
دلم از صدای تو پر میزنه

منو در میاره از اوج غمام
از میون خاطرات بی صدام
منو تنها نذارم بی هم زبون
نرو اینجا تو کنار من بمون
پیش چشمای ترم گریه نکن
غم و به چشمای من هدیه نکن
نمی خوام بری و بی تو بمونم
میدونم تو عشقمی خوب میدونم
که با تو از خود بی خودم
دست خودم نبود و نیست
انگاری عاشقت شدم
تو از کجا پیدا شدی؟
که من بهونه دارتم
شاید خودت ندونی که
عاشق بی قرارتم
شب و سکوت و خاطره
امید ذهن خستمه
گذشته های تلخ من 
حرف دل شکستمه
نگو که در غم جاریم
از عاشقی فراریم
با دل خسته ام بمون
که غرق بی قراریم
از دل من گذر نکن 
عشقمو دردسر نکن
بذار که با تو باشم واز عاشقی حذر نکن
بزار که با تو باشم و
از عاشقی حذر نکن!
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
روی صحبتم با توست
دل تنگ است و
دوباره چو کودکی بهونه تو را میگیرد
بیا دوباره فرصتی دوباره به من ده
که سخت از این فاصله ها
خسته ام
دلم به اندازه خودت
برایت تنگ است!
شاید این امتحان دیگر برایم بس باشد
عذابم را کشیده ام
عشق را به من باز برگردان
عشق را به من باز برگردان ![]()

گر چه میان مردابی تا گلو غرغم
اما.......
من این امید عجیب را از شب آموخته ام
سرت را که میان سیاهی بی هیچ اومیدی بالا می گیری
ستاره ای هر چند کوچک سو سو می زند
امید داشته باش
شاید این ستاره خداست

وحشت زده تاریک
یک نفر گویی قلبش را مثل حجمی فاسد زیر پا له کرد !!!![]()
هر کدام که دورتر افتاد
عاشق تر است !
اول من!
حواسم را بده تا پرت کنم
وقتی که که چشم های کودکانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
نواهای خون به بیرون می پاشید
وقتی که زندگی من دیگر
چیزی نبود
هیچ چیز جزء تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم باید باید باید دیوانه وار
دوستت دارم

به قیمت جان یا به قیمت شکستن؟
کاش خریداری بود..........!

امشب می خواهم
به اندازه تمام لحظه های بی تو بودنم
گریه کنم
امشب که نیستی !!
امشب که سایه ات حتی بر سنگ فرش خیابان نیفتاده است
امشب چگونه صبح می شود بی تو

ای خدای جان پلید!
و ای نقاش سیاهی ها!
مرا که برای رسیدن به آستانت از
دیوانگیم گذشتم .
تنها مگذار!![]()

چرا نگاه نکردم؟
تمام لحظه های محبت می دانستند که دستهای تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم.......................


تولدتتتتتتتتتتتتتت مبارکککککک عزیزم
ان خدایی که بزرگش خواند
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فردا ست بخند
راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که در جاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا اخر دنیا ست بخند

من . تو . او
داشته هایمان را بر میان گذاریم
تا صادقانه قسمت کنیم
تمام هستی ام مال تو شد
تمام عشقت نصیب او
و تمام انچه که نمانده بود برای من
و در این تقسیم عادلانه
هستی ام را به پای او ریختی
عشقت را از من دریغ کردی
و من حریصانه انتظاررا به یغما بردم
چه معادله ی پر سودی !!!

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست كشیده شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
كسی مرا به افتاب
معرفی نخواهد کرد
كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است![]()

تمام بغض بی تو بودن غمگینم را
تمام حجم خالی نبودنت را
و تمام هستی بر باد رفته ام را بگشایم
من امشب بی تو ترین زن زمینم![]()
که فراموشت کنم
نمی خواهم که از یادم بری
اشک نمی ریزم
تا لحظه های نبودنت را ابدی کنم
تنها لحظه های با تو بودن را مرور کنم
و به تو می اندیشم
در ابدیت لحظه ها![]()
